عبدالله مستوفى
26
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
اسلاف من در سلطنت فتحعليشاه كشورگشائى سلطنت قاجار بآقا محمد خان ختم مىشود اگر دست قضاوقدر عمر اين مرد عجيب را در پشت ديوار شوشا ختم نكرده بود هم توانائى معنوى يعنى جاهطلبى و هم نيروى بدنى در اين پادشاه بقدرى بود كه بتواند حدود ايران را بحدود دورهء صفويه برساند و ايالات سرحدى را هم كاملا مطيع نمايد . وليعهد و جانشين او فتحعليشاه مرد اين ميدانها نبود خزانههاى پر از طلا و جواهر و سلطنتى بىمدعى يافت و به همان قناعت كرد و دوره تاسيسات سلطنتى اين سلسله شروع شد . تأسيسات دورهء قاجاريه از روى گردهء صفويه و نادر شاه و كريمخان شالوده تاسيساتى ريختند ديگر يكنفر مستوفى و يكنفر لشگرنويس نمىتوانست همهء كارها را اداره كند زيرا كارها بسادگى زمان آقا محمد خان نبود . ورود چند نفر مستوفى و وجود يكنفر مستوفى الممالك براى بازرسى بكارهائيكه آقا محمد خان شخصا انجام ميداد لازم آمد چند نفر ميرزاى جديد مانند ميرزا حسن پسر ميرزا كاظم و ميرزا محمد تقى پسر هاشمخان و ميرزا هادى پسر آقاسى بيك كه نوادههاى آقا محسن آشتيانى بودند و ميرزا محمد حسين برادر ميرزا احمد مازندرانى معروف بدماغ كج ( جد بهزادىها ) و عدهاى ديگر همگى در اين دوره وارد خدمت استيفا شدهاند . شاه مستوفى الممالك را از ميان رجال درجه اول و نزديكان خود انتخاب كرد و قلم حواله و اختيار منع و اعطاء را به او واگذاشت و اين كار نصيب حاجى محمد حسين خان اصفهانى گرديد و بعد از صدارت او بپسرش عبد اللّه خان امين الدوله رسيد . براى هر چند ولايت يكنفر مستوفى لازم بشمار آمد . خزانهء شاه دو قسمت شد يكى خزانهء نقدينه و جواهر موروثى از آقا محمد خان كه باز هم زيركليد شخص شاه باقى ماند و ديگرى خزانه دخلوخرج جارى كشور كه براى اين كار هم خزانهدارى معين گشت . نظر بسابقهء ميرزا اسمعيل به ميزان مواجب نوكرهاى دولتى و اطلاع او از درآمد و مازاد ماليات هر ولايت ، استيفاى اين خزانه و ضابطى اسناد خرج كل كشور به او محول گرديد بعلاوه استيفاى اصفهان و ساوه و كردستان و عراق و محلات و طارم و كرمانشاهان نيز در تقسيم استيفائى ولايات ، سهم او شد كه در اين چند ولايت مثل ساير همقطاران جديد خود ، مستوفى و در استيفاى خزانه و ضبط اسناد خرج دولتى ، مستوفى كل بود . ماليات نقد كل كشور پنج كرور ( دو ميليون و نيم ) تومان بوده ولايات ايران را به پنج قسمت كردند كه هريك در يك كرور مداخله داشته باشند . در لشكرنويسى هم همين توسعه داده شد و چند نفر لشكرنويس اضافه گرديد و